برابرهای واژه معلوم الحال به پارسی
جستن واژهای دیگرمعلوم الحال
برابرهای پارسی
بدنام، رسوا
واژه «معلوم الحال» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بدنام، رسوا» میباشد.
به جای «معلوم الحال» بگوییم «بدنام، رسوا»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
بدنام
کنم زنده بر دار بدنام را
که بدنام گیتی نبیند به کام
چنین گفت شاپور بدنام را
که مهبود بدنام آن پاک مغز
که بهرام بدنام آن پرهنر
رسوا
به نزد خردمند رسوا شوم
به پیش خردمند رسوا کند
مرا خیره خواهی که رسوا کنی
گنه کرده را زود رسوا کند
تن خویش در جنگ رسوا کند
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان